بخشش راز آرامش است

بخشیدن همیشه هم به پیوندی شادی آفرین نمی انجامد. بعضی اوقات سناریو نیمه تمام می ماند ؛ زمانی که در پاسخ به بخشيدن، بگویید : « من کمترین اهمیتی  نمی دهم.»
شخصی که ما را می آزارد و اهمیت نمی دهد، جراحت را عمیق تر و معجزه بخشیدن را سخت تر می کند.
وقتی کسی با بدجنسی ما را اذیت می کند، ما هم دلمان می خواهد  او را برنجانیم. ما می خواهیم آن آدم  به سزای عمل خویش برسد ؛ کمی به التماس بیفتد. دوست داریم حداقل کمی اشتباهش را بپذیرد و از ما معذرت خواهی کند.
اما کسانی که ما را می رنجانند، همیشه باز نمی گردند و پشیمان نمی شوند.

پرسش این است : آیا به هر حال باید آنها را ببخشیم ؟ آیا از اینکه جلوی بخشیدن را بگیریم چیزی دستگیرمان می شود ؟
پیش از آنکه تصمیم بگیریم، باید مطمئن شویم که خودمان چه می خواهیم، وقتی از کسی که درحقمان بدی کرده است می خواهیم پشیمان باشد، در اصل دوست داریم او چه کاری بکند ؟
هر درد و رنجی نیاز به احساس ندامت ندارد ؛ همان طور که هر زخمی نیازمند بخیه زدن نیست. در روابط پیچیده انسانها ما فرصتهای فراوانی داریم تا افرادی را که در حقمان بدی کرده اند، مشت و مال دهیم ؛ اما این گونه نیست که هر بار اذیت وآزار دیدیم، شکافی در قلب دیگری بگذاریم اشتباهات جزئی را با عمل کمی ملایم تر از اظهار ندامت می توان تسکین بخشید.
با پوزش خواستن !
پوزش خواستن ؟ در محاوره این عبارت چه معنایی دارد ؟ در روزگار گذشته پوزش خواهی به معنی تقاضای بی گناهی در مقابل کاری وحشتناک بود.
وقتی بلبرینگهای زندگی درحال فرسوده شدن است، عذرخواهی آن را روغن‌کاری می‌کند.

عذرخواهی بزرگ منشانه تعظیمی به تمدن است. حالتی که به مردم کمک می‌کند بایکدیگر کنار آیند و سر سوزنی دل یکدیگر را به دست آورند.
بنابراین، به بسیاری دلایل دیگر، عذرخواهی کاری را می تواند بکند که پشیمانی قادر به انجام دادنش نیست.
ما کار واقعا" اشتباهی انجام می دهیم، اما وقتی که می‌خواهند به حساب ما برسند، سعی می کنیم با یک پوزش خواهی اشتباه خود را لاپوشانی کنیم : « اوه عزیزم تو داری غلو می کنی. اما اگر شما اصرار کنید، می گویم که متأسفم. پس، بیا از این موضوع بگذریم. » مانوری سریع در اطراف رنج پشیمانی !
ما نباید به یکدیگر اجازه دهیم که خطایی بکنیم، اما مجازات نشویم. آسیبی عمیق و ناعادلانه، تنها لغزشی در رفتار و گفتار نیست.
ما نمی توانیم همه چیز را از همه کس تحمل کنیم. بعضی چیزها تحمل ناپذیرند. وقتی که کسی ما را عمیقاً و ناعادلانه می آزارد،عذرخواهی مؤثر نیست. تنها بی اهمیت جلوه دادن خطاست که نباید سرسری گرفته شود.
خوب، حالا اگر بعضی خطاها با اندوه پشیمانی آمیخته شده اند، پیش از آنکه از طرف بخواهیم اظهار ندامت کند، باید تصویر روشنی از آنچه می خواهیم داشته باشیم. ندامت، کوهی چهار طبقه است، ما باید هر چهار طبقه را پشت سر بگذاریم تا از آن بگذریم. بگذارید آنها را نام ببرم.

سطح استنباط

نخستین لحظه بیداری وقتی آغاز می شود که عمل خود را از طریق چشم دیگری می بینید. شما در می یابید که احساس آنان درباره آنچه انجام داده اید حقیقت دارد.
شما به سطح ادارک بین فردی رسیده اید.
لازم نیست شما جزئیات در گیرتان را دقیقاً همان طور که آنان می بینند،ببینید. احتمالاً پس از بارها توضیح دادن در مود نحوه وقوع آن، هرگز توافق نمی کنید. اشکال ندارد. وقتی که آنان می گویند آنچه شما در موردشان انجام داده اید از روی پستی و ناعادلانه و رنج آور بوده است، می بینید که حق دارند.

سطح احساس
حالا شما از ادراک به درد و رنج می رسید. شما در اینجا رنجی را احساس می کنید که باعث شده اید شخص دیگری احساس کند. شما در آزاری که تحمیل کرده اید شریک می‌شوید.
تا اندازه ای به روح دیگری وارد می شوید و در رنج او سهیم می گردید. در آنجا احساس می کنید گویی درسرما هستید ؛ پای برهنه در برف. در جهنم درونی محکومیتی که سزاوارش هستید قرار دارید. نام خانوادگی این نوع رنج « گناه» است.

سطح اعتراف
وقتی به آنان که آزارشان داده اید می گویید درک می کنید که آنچه به انجام رسانده اید تحمل ناپذیر بوده است و در رنج آنان شریک هستید، به سطح اعتراف رسیده اید. اگر آنان حرف شما را باور کنند، غصه ای را که شما جداگانه می خورید، به یک غصه تبديل می‌شود.
وقتی به این ترتیب اعتراف کنید، از پذیرفتن کار خطای خود یک قدم پیش تر رفته اید. بعضی اوقات جنایتکاران به جایی می رسند که دیگر اتهام وارده بر خود را رد نمی کنند و در بست همه چیز را می پذیرند.
حقوقدانان به این حالت اعتراف می گویند. اما این آنچه من می خواهم بگویم نیست.
وقتی در مقابل کسی به کارهای خود اعتراف می کنید،اینطور نیست که انجام دادن آن کار را کاملاً پذیرفته اید، بلکه به آن شخص می گویید از آزرده خاطر کردنش آزرده خاطرید و واقعاً می خواهید مورد عفو و گذشت آن شخص قرار گیرید.
می دانم که اعتراف در برابر دوستان خیلی مشکل است – در برابر خداوند اعتراف کردن بسیار آسان تر است از اعتراف نزد برادری زخم خورده و هر اندازه که عمیق تر آزارشان دهید، اعتراف کردن به آن سخت تر می شود. وقتی که اعتراف می کنید، خود را بی دفاع در دستان شخصی که آزرده اید قرار می دهید. از ته دل به او اعتمادمی کنید وبه جز امیدی برای دیدن نشانه ای از محبت، چیزی با خود ندارید.

سطح قول دادن
اگر اشتباه بودن کاری راکه انجام داده اید خوب دریافت و احساسش می کنید،میل شدیدی خواهید داشت که آن اذیت و آزار را دوباره تکرار نکنید.
بنابر این،قولی خواهید داد. چرا باید توقع داشته باشید که اعتراف شما راجدی بگیرند ؟
شما تضمین نمی کنید. بهترین آدم ها زیر قولشان می زنند. اما هر کس که مورد آزار قرار گرفته است دست کم انتظار نیت خالصانه دارد.
پس، اینها چهار مرحله کوه ندامت هستند : استنباط، احساس، اعتراف، قول دادن.

گذشت فرايند است. يك مرحله آن شفاي ذهن گذشت كننده است. اگر كسي كه او را بخشيده ايد مي خواهد همان طور كه بوده است بماند، بگذاريد باشد. شمامي توانيد به تنهايي به سوي آزادي پرواز كنيد.

نظرات  

 
0 #4 ستاره پيغمبري ۱۳۹۴-۰۳-۱۸ ۰۰:۵۸
تعريف قديمي {احساس گناه}: احساسي بود كه در نتيجه تجاوز واقعي يا خيالي به حريم ديگري به وجود مي آمد.
تعريف نسبتا جديد از كيركگور،رنك و تيليش: تجاوز به حريم خويش!
*حق* را اگر خصوصي ترين حريم خويشتن خويش بدانيم؛ از آنجا كه حق ممكن است پايمال شدني باشد، اما هرگز نابود شدني نيست! پس گذشتن از حقوق حقه خود، زمينه ساز تجاوز به حريم خويش و بروز احساس گناه نسبت به خود خواهد بود! (نظر شخصي)
نقل قول
 
 
+1 #3 ستاره پيغمبري ۱۳۹۴-۰۲-۲۵ ۱۸:۵۸
طرح يك سوال: آيا احساس پشيماني و ندامت، يك ويژگي مثبت اخلاقي، و يك فضيلت اخلاقي بشمار مي رود؟! اگر چنين است، پس چرا ديدگاه روانكاوانه آنرا تحت علامت اختلال احساس گناه بشمار مي آورد و به درمان آن اقدام مي كند؟! اگر پاسخ منفي است، پس چرا انگيزه ايجاد و گسترش چنين حسي در درون افراد را ترويج ميكنيم؟!!!
نقل قول
 
 
+1 #2 ستاره پيغمبري ۱۳۹۴-۰۲-۲۲ ۱۸:۵۱
اول آدم! مرتكب اولين گناه عالم شد! اول انديشه كرد، سپس پشيماني پيشه كرد، درخت اعترافش ريشه كرد، توبه اش در شيشه كرد، در هبوطش بر اين بيشه، شيشه را خرج اول تيشه كرد! و از آن پس بود كه آدم انسان! شد و هر چه با خود انديشيد به ياد نياورد كه: دل كجا بر اين اول نيشه كرد؟!!!
نقل قول
 
 
+1 #1 ستاره پيغمبري ۱۳۹۴-۰۲-۲۲ ۱۷:۱۳
هزار كوه گرت سد ره شوند برو / هزار ره گرت از پا درافكنند بايست...! بانو پروين اعتصامي.
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

سامانه فروش بلیت

درگاه پرداخت آنلاین

لطفا شرح و مبلغ مورد نظر را براي پرداخت وارد نماييد

شرح:

مبلغ: (ريال)

آمار بازدیدکنندگان

Go to top