چیزی نگو که دیگران را برنجانی PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 

مترجم: مهرداد فیروزبخت

رضا در محیط کارش «مشکل موضع گیری» داشت. رضا با مشتریان بی‌ادبانه رفتار می‌کرد، با زیردستانش تند حرف می‌زد و در نشست‌ها زور می‌گفت. این در حالی بود که مردم در مورد رفتار رضا حرف می‌زدند ولی به او چیزی نمی‌گفتند چون «نمی‌خواستند حرفی بزنند که او را برنجانند.»البته در پشت این رضا گستاخ، آدم خوب و نازنین وجود داشت؛ آدمی‌که اگر کسی جرئت می‌کرد و جلوی رضا می‌ایستاد، نمایان می‌شود.
ولی متأسفانه هیچکس جرأت نمی‌کرد اشتباه بودن برخوردهای رضا را به او گوشزد کند. تا این که رفتار ناشایست رضا باعث بیکاری او شد.

تحلیل
«رنجاندن دیگران» غیرممکن می‌نماید. ما فقط می‌توانیم به دیگران حرف‌های ناپسند بزنیم ولی نمی‌توانیم دیگران را ناراحت کنیم. آدم‌ها معمولاً صریح و رک نیستند. مردم عمدتاً به این دلیل در مشکلات‌شان غرق می‌شوند که کسی برای آنها دل نمی‌سوزاند یاجرأت ندارند روراست باشند.
حتی پیام‌های بازرگانی تلویزیون هم منظورشان را غیر مستقیم بیان می‌کنند. مثلاً شامپوها و دهان شویه‌ها را به صورت خاصی نمایش می‌دهند تا شاید مخاطبان شان پیام را بگیرند. اما آیا بهتر نیست مسائل را مدبرانه و مستقیم با مردم در میان بگذاریم.
مردم با شنیدن حرف‌های ناخوشایند فرصتی پیدا می‌کنند تا بر ناراحتی خویش غلبه کنند یا تغییرات سازنده‌ای در خود ایجاد کنند. یادتان باشد با سنگ و چوب می‌توانید مردم را عذاب بدهید ولی با کمات نمی‌توانید مگر آنکه خودشان بخواهند.
از قدیم گفته‌اند «با ظلم هم می‌توان خوبی کرد.» خراب کردن و تحقیر عمدی دیگران را با متوجه کرد مدبرانه‌ی آنان یک دنیا فرق دارد.
وحید خودش را به زور داخل لباس شب مردانه‌اش جا داد و از زنش پرسید چطور به نظر می‌رسم. زنش هم با لحن خشکی گفت: «یا وزنت را کم کن یا لباست را عوض کن». وحید که 10 کیلو گرم اضافه وزن داشت، از حرف زنش رنجید.
شاید دوست داشت زنش به او دروغ بگوید ولی دروغ چه فایده‌ای داشت؟ ما توهین بی‌حساب و کتاب را توصیه نمی‌کنیم. طرز حرف زدن شما خیلی مهم است  شما می‌توانید با تدبیر، حساب شده و محتاطانه و در عین حال، صادقانه حرف بزنید.
برای مثال، زن وحید می‌توانست بگوید «عزیزم یک کم به بدنت چسبیده است.» یکی از همکاران ما نمی‌دانست چرا دو نفر از همکارانش هرگز از او دعوت نمی‌کنند با آنها ناهار بخورد.
ما خیلی رک به او گفتیم «آنها رفتارت را سر میز ناهار دوست ندارند خصوصاً این که موقع غذا خوردن ، دهانت را نمی‌بندی.» او فوراً رفتارش را اصلاح کرد و از آن به بعد ، دوستانش با او ناهار خوردند.
یکی از فنون انتقاد مدبرانه، «فن ساندویچ» است. در این فن ، قبل از هر بازخورد منفی ، یک بازخورد مثبت می‌دهیم. اظهارات خود را نیز با یک بازخورد مثبت تمام می‌کنیم. سعی کنید انتقادتان را به حمله مستقیم تبدیل نکنید؛ مثلاً نگویید«این مرغ، خام و بی نمک است؛ تو واقعاً آشپزی بلد نیستی!»
بلکه بگویید«می‌دانم برای این غذا خیلی زحمت کشیده‌ای ولی ای کاش یک کم نمکش بیشتر بود. اما سیب‌زمینی و ادویه آن خیلی خوب است.»

پادزهرها
نجواهای درونی اصلاحی
«طرز حرف زدنت از حرفی که می‌زنی، مهم‌تر است.»
«اگر فکر می‌کنی باید نظرت را بگویی، نظرت را بگو حتی اگر دیگران از آن انتقاد کنند.»
«اظهار نظر صادقانه تا وقتی سازنده باشد، خوب است.»
«گاهی برای کمک کردن به دیگران مجبور می‌شوی کمی‌آنها را برنجانی.»
«صراحت از کنایه بهتر است.»

باور مخالف مثبت
«حرف‌های مهم را مدبرانه بزن»