|
نويسنده: شارين كمالودين مترجم: مهدي قراچهداغي
افزايش اعتماد به نفس، زماني ساده ميشود كه از علل ترديد پيدا كردن به خود آگاه شويد. چيست كه به شما احساس نابسندگي، بيكفايتي، دوستانه نبودن، بيارزش بودن ميدهد؟ تصوير ما از خود، بعد از تولد بسيار شكننده است. تصوير ذهني ما به مراقبت، توجه، به تحسين، تمجيد و تشويق اطرافيان ما احتياج دارد، تا به لحاظ احساسي در شرايط مطلوبي قرار بگيريم. اگر اين را از دوران كودكي خود داشته باشيم، به راحتي به افرادي مطمئن به خود، تبديل ميشويم. برنامهريزي منفي و اگر عمري ما را به حماقت، زشت بودن و بدي متّصف ساخته باشند، احساس ارزشمند بودن را از ما ميربايد و به برداشت ما از خود لطمه ميزند. اعتماد به نفس در اثر انتقاد، سرزنش، احساس گناه و تقصير، احساس ناامني و هراس كاهش مييابد، تا احساسي از بيارزش بودن جاي آن را بگيرد. لازم است كه در برابر آماج حملات منفي كه متوجه ارزش شماست، بايستيد. ممكن است نتوانيد مانع از آن شويد كه ديگران از شما انتقاد نكنند. اما ميتوانيد نگرش خود را در برابر اين تهاجمات منفي كنترل كنيد.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
ما نميدانيم چگونه درخواست كنيم |
|
|
|
|
نویسنده: جک کنفیلد و مارک ویکتورهانس ترجمه: سهیلا موسوی رضوی و دکتر ندا افتخار
داستاني هست راجع به يك دزد در زمانهاي قديم كه كت باشكوهي را دزديد. كت از بهترين پارچه درست شده بود و دكمههايي از طلا و نقره داشت. وقتي كت را در بازار به يك بازرگان فروخت، پيش دوستانش برگشت. دوست نزديكش از او پرسيد كه كت را چند فروخته است. پاسخش اين بود «صد سكه نقره». دوستش پرسيد: «يعني ميخواهي بگويي فقط صد سكه نقره براي آن كت باشكوه گرفتي؟» دزد پرسيد: «مگر از عدد صد بزرگتر هم هست؟»
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
|