|
برخـی افراد ممكن است با خواندن این مقاله پیشنهادات من را غیر اخلاقی و غیر منـصـفانـه تلقی كنـنـد. بـه بـازی گرفتن احساسات دیگران كار نـا پـسـندی است بـخـصوص كسانی كه بسیار دوستتان دارند. اما متاسفانه دنیای واقعی همیشه اینگونه عمل نـمـیكند.
بعضی وقتها شما به امید بدست آوردن فرد خاصی ماهها خود را به آب و آتش میزنید به عشق او زنـدگی میكنـید و حسرت داشتنش را میكشید و عاقبت بدون ثمر و نتـیجـه ناكام می مانید. و آنـجاسـت كـه راهـكـارهـای ذیل ناگهان همچون موهبتی آسمـانـی جـلـوه گـر خـواهند شد. البته توصیه های من سحر و جادو نبوده و آنگونه نیز نمیـبـاشـد كه شخصی را برغم خواست و میل باطنی و با بكارگیری این تكنیكها وادار بـه آن كند كه دلباخته و عاشق شما گردد. كاری كه این تكنـیـكها انجام می دهند شـانـس و اقـبـال را بمقدار زیادی به سود شما افزایش می دهند. آیا این كار شرورانه و نادرست است؟ من اینطور فكر نمیكنم بنابراین به مطالعه خود ادامه دهید.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
نویسنده: پُل هرسان ترجمه: میترا كدخدایان
قوانین پایداری و دوام عشق « تا زمانی كه برای دوام پیوندتان مبارزه میكنید، هر دو برندهاید » طی 25 سال سابقه كار به عنوان مشاور ازدواج، صدها زوج ناراضی و ناكام در روابط زناشویی به من مراجعه كردهاند. دیدهام كه چگونه اشتیاق و عشق شدید به خشم و غضب مبدل گردیده است و به همراه آنان برای عشقی كه از دست دادهاند و یا هرگز بدان دست نیافتهاند متأثر و اندوهگین شدهام. خانمی با تأسف اظهار میكرد: «ابتدا به نظر میرسید كه عاشق یكدیگریم، اما حالا از آن عشق آتشین حتی اثری نمانده است! چرا باید شبها در حالی كه او را در كنار دارم این چنین احساس تنهایی كنم؟ آیا واقعاً ازدواج عشق را از بین میبرد؟» نه چنین نیست. ازدواج از بین برنده عشق نیست حتی میتواند سبب پایداری و دوام آن باشد. یك بار خود شاهد شصتمین سالگرد ازدواج زوجی خوشبخت بودم.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
عشق چیست؟ شما از عشق و شاد بودن صحبت میكنید. معیارهای شاد بودن و عشق شما چیست؟ خیلی متأسفم كه مجبورم به این سئوال پاسخ دهم. هر كسی میداند كه عشق چیست؟ اما اگر از من بپرسید فكر میكنم كه هیچكس یا بهندرت كسی دقیقاً بداند كه عشق چیست؟ عشق یكی از نادرترین تجارب است. فیلمهایی در موردش میسازند در داستانها در خصوص آن صحبت میشود، ترانههای بسیاری میسازند. شما میتوانید در رادیو، تلویزیون، مجلهها مطالب زیادی را در مورد عشق ببینید. مردمان بسیاری، پیوسته خود را درگیر آن میكنند و به دیگران كمك میكنند تا بفهمند عشق چیست؟ شاعران، نویسندگان، رماننویسان همه و همه در مورد عشق به ما چیزهایی را میآموزند. اما با این وجود هنوز عشق، پدیدهای ناشناخته باقی مانده است. در حالیكه باید خیلی خوب شناخته شده باشد. همانطور كه هر كسی میتواند بپرسد غذا چیست؟ اگر كسی باشد كه از آغاز تولد، طعم گرسنگی واقعی را چشیده باشد و سئوال كند كه غذا چیست ما نباید تعجب كنیم چون سئوال او كاملاً بجا و مربوط است شما میپرسید عشق چیست؟ عشق غذای روح است. اما كسی كه گرسنگی كشیده است روح و روان او نمیتواند عشق را بچشد و مزه واقعی آن را بداند. بدن به غذا نیاز دارد و این نیاز همچنان ادامه دارد اما روحی كه غذایش را دریافت نكرده است مرده است یا هنوز بهدنیا نیامده یا همچنان در بستر مرگ افتاده است. زمانی كه كودك متولد میشود، او توانایی و ظرفیت برای عشق ورزیدن و عاشق بودن را دارد و كاملاً به این توانایی مجهز شده است. هر كودكی با عشق كامل بهدنیا میآید و درست میداند كه عشق چیست. نیازی نیست كه به كودك بگوییم عشق چیست؟ مشكل از اینجا سرچشمه میگیرد و شروع میشود كه پدر و مادر نمیدانند عشق چیست و چنانچه به او آموخته نشود. این كودك با گذشت زمان خود پدر و یا مادری میشود كه توانایی عشق ورزیدن و عاشق بودنش را از دست داده است.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
ترجمه: بابك ریاحیپور _ فرشید قهرمانی
اندوه زیبایی خاص خود را دارد, آن را جشن بگیرید در اندوه غرق نشوید، بلكه نظارهگر آن باشید و از آن لذت ببرید، زیرا اندوه زیباییهای خاص خود را دارد. ما معمولاً آن قدر در اندوه غرق میشویم كه فرصت نظاره كردن آن را از دست میدهیم و به زیباییهای لحظههای غم و اندوه پی نمیبریم. هنگامی كه آدم شاد است، هیچگاه مثل زمانی كه غمگین است، عمیق نیست. اندوه عمق دارد، در حالی كه شادی سطحی است. بد نیست كمی به آدمهای به ظاهر شاد اطرافمان نگاه كنیم؛ همیشه لبخند به لب دارند و دارند از خوشحالی بال در میآورند. با كمی دقت در خواهیم یافت كه بسیاری از آنها سطحی و كممایه هستند. و هیچ عمقی ندارند. شادی مانند موج دریاست كه بر روی سطح آب روان است. در حالی كه اندوه، چون اقیانوس عمیق است. به درون این عمق گام بردارید و نظارهگر آن باشید. شادی, شلوغ و پرسروصدا است، ولی غم سكوت خاصی دارد. شادی مانند روز است و اندوه مانند شب. شادی چون نور است و اندوه چون تاریكی. نور میآید و میرود, ولی تاریكی میماند؛ تاریكی ابدی است. روشنایی گاهی اتفاق میافتد ولی تاریكی همیشه هست.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
عاشق شدن: آیا تنها فعل و انفعالاتی شیمیایی است؟ |
|
|
|
|
ترجمه: مریم بختیاری
عشق، اساساً بهدنبال جذب یك نفر به دیگری آغاز میشود. در این جاذبه آنچه از طریق حواسمان؛ بهخصوص حس بینایی و در سطحی پنهان و آرام حس بویایی، میتوانیم دریافت كنیم، اهمیت زیادی دارد. شواهدی بهدست آمده كه نشان میدهند كششی كه نسبت به فرد دیگری احساس میكنیم، بهدلیل تشابه بوی بدن او با [بوی بدن] عزیزترین خویشاوندانمان است (مثل پدر یا مادرمان) كه موجب تداعی خاطرات مطلوبی میِشود، این خاطرات از اولین لحظات؛ هر چند ناآگاهانه، میتوانند برایمان اطمینان و امنیتخاطر بههمراه داشته باشند.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
نويسنده: منيره يداللهوند
چرا نياز شما به ديگران، بيشتر از نياز شما به غذاست؟ استراتژي عمل، جزئيات اينكه چرا عشق براي جلوگيري از افسردگي ضروري است. ارتباط با جامعه، شما را به ارتباط متقابل با مردم نزديك ميكند. اميد و اعتماد. به همان اندازه كه جسم و روح شما به اكسيژن نياز دارد به عشق نيز نيازمند است. عشق، معامله كردني نيست. هرچه شما ارتباط بيشتري با ديگران داشته باشيد، از نظر جسمي و عاطفي سالمتر خواهيد بود. هرچه ارتباط شما با ديگران كمتر شود، احتمال مخاطره و زيان براي شما بيشتر است. اين درست است كه هرچه كمتر دوست بداريد تجربه و افسردگي بيشتري را در زندگي خواهيد داشت. شايد عشق، بهترين داروي ضدافسردگي باشد، بههمين دليل است كه احساس بدون عشق، عموميترين شكل افسردگي است. بسياري از افراد افسرده، نه خودشان را دوست دارند و نه احساس عشق و دوستداشتن به ديگران را دارند، آنها بسيار روي خود تمركز ميكنند و همين امر باعث ميشود كه كمتر مورد توجه ديگران قرار بگيرند و جذابيتي داشته باشند، از اينرو فرصت و مجالي نمييابند كه تواناييها و مهارتهاي عشق را بياموزند و محروم ميمانند. افسانهاي وجود دارد كه عشق، يكدفعه اتفاق ميافتد. در نتيجه فرد افسرده، اغلب بدون مقاومت و كوركورانه در انتظار كسي ميماند كه او را دوست بدارد. اما عشق، از اين راه عملي نيست. براي عاشق شدن و نگهداشتن عشق، ميبايد بيرون آمد، فعال بود و مهارتهاي ويژه بسياري را آموخت. بسياري از ما نظر و عقيده خود را در مورد عشق از فرهنگهاي عامه گرفتهايم و معتقديم كه عشق چيزي است كه باعث ابراز احساسات ميشود. در فرهنگ عامه، عشق ايدهآل عبارت است از تصورات غيرواقعي، كه بيشتر به شكل تصنعي و سرگرمي است و اين يكي از دلايلي است كه چرا بسياري از ما افسرده هستيم. (عشق ما تصوراتي غيرواقعي و تصنعي و در خيال ماست).
|
|
ادامه مطلب...
|
|
مترجم: يلدا يزدانپناه
اين ماه، به ارائه تجاربي ميپردازيم، كه نه تنها خودتان ميتوانيد آنها را انجام دهيد بلكه تأثيري عميق و اساسي در چگونگي ارتباط شما با ديگران خواهند داشت.
به خودتان عشق بورزيد! وجود خودتان بهطور كافي مايه نشاط و خرسندي است، بهطور كافي مايه بركت و سعادت است؛ هيچگونه نيازي براي جستوجوي دليل ديگري وجود ندارد. تنفس جاري است، قلب در حال تپش است؛ نعمت فوقالعادهاي است! با اين آزمايش كوچك شروع كنيد... زير درختي تنها بنشينيد و براي اولين بار به خودتان عشق بورزيد. دنيا را فراموش كنيد؛ فقط و فقط به خودتان عشق بورزيد. دنيا سفري است از عشق به ديگران و معنويت، سفري است از عشق به خود. بيهمتايتان را احساس كنيد؛ از وجودتان لذت ببريد.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
ترجمه: الهام بارسلطان
عشق يك موضوع بسيار مهم است. شغل نيز به نحو سرنوشتساز بااهميت ميباشد. بديهي است كه اين دو جنبه از زندگي به ارزشهاي كاملاً متفاوتي نياز دارند. ما گمان ميكنيم راه دستيابي به عشق و شغل كاملاً متفاوت از هم هستند. مطالعات نشان ميدهد كه ما بيشتر وقت خود را در محل كار صرف ميكنيم، بهطوري كه گويي از منزل فراري هستيم. اوضاع در اغلب خانهها آشفته و بههم ريخته است. بدون شك آمارهاي طلاق، نشان ميدهد كه ما در منزلهايمان در شرايط جنگ داخلي به سر ميبريم. پنجاه درصد ازدواجها با طلاق پايان ميپذيرد و بقيه نيز رضايتبخش نيست. امروزه اغلب زندگيها، كيفيت خود را از دست داده است. زندگي در دفاتر كاري نيز به سرعت رو به افزايش است. بسياري از مردان و زنان بر اين باورند كه ميتوانند در خانه راه بروند و تنشهاي خود را تخليه كنند در حاليكه دچار بدترين وضعيت بياحترامي نسبت به خودشان ميشوند. آنها زشتترين لباسهاي خود را ميپوشند و نگرش آنها كاملاً حالت خودمحورانه دارد. در مقابل تلويزيون مينشينند و برنامههاي سرگرمكننده را تماشا ميكنند و از جاي خود تكان نميخورند، مگر آنكه نيروي نشاطآوري در خود بيابند و يا نيازي زيستي باعث شود آنها از جايشان حركت كنند.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
مترجم: ویدا امیردلاور
استربنرگ براي عشق يك مدل مثلثي در نظر گرفته، كه شامل سه ضلع است: احساسات شديد، تعلق و سرسپردگي. تعلق به معني احساس وابستگي و اتصال به ديگري است. اما احساسات شديد يا شهوت، به عشق شهواني و فيزيكي معطوف است. و الزام يا سرسپردگي بين ميل و نياز به تداوم و ماندگاري رابطه، است.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
عشق ميداند چگونه خداحافظي كند |
|
|
|
|
چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۳۵ |
|
يلدا يزدان پناه
Heraclitis ميگويد: «هر چيز در حال جريان است و هيچچيز ساكن نيست. هر چيز در حال تداوم است و هيچ چيز ثابت نيست.» بايد آماده باشيد. اين همان چيزي است كه به آن مراقبه ميگويم. وقتي چيزي رفت بايد آماده باشيد. بايد رهايش كنيد. نبايد شكايت كنيد، نبايد از آن يك واقعه بسازيد ـ زماني كه چيزي رفت، رفته است. عاشق زن يا مردي هستيد و سپس لحظه جدايي فرا ميرسد. اين لحظهاي است كه انسان واقعي را نمودار ميسازد. شكايت، اكراه، دودلي، عصبانيت، ستيزهجويي و تندخويي يعني اصلاً به او عشق نميورزي! اگر عاشق هستي جدايي ميتواند پديده زيبايي باشد. بايد سپاسگزار باشي. اكنون زمان جدايي فرا رسيده و تو ميتواني با تمام وجود بگويي خداحافظ؛ اگر بواقع عاشق هستي. بايد سپاسگزار باشيد. اما شما هرگز عاشق نبودهايد، به عشق فكر ميكنيد (ميانديشيد)، هر كاري انجام ميدهيد اما هرگز عاشق نيستيد.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
يلدا يزدان پناه
وابستگي، احساس مالكيت و تعلق همچون صخرهها هستند، مانع شكوفا شدن بهار درونتان ميشودند. صخرههايي بزرگ كه با گذشت زمان سنگينتر و سنگينتر ميشوند. كودك ميداند، بدون دانستن اينكه عشق چيست (بدون اينكه بداند عشق چيست). بدون آگاهي از عشق، او ميداند، او عشق را ميشناسد. اين تفاوت دانا و كودك است: كودك عشق را ميشناسد اما نميداند عشق چيست، دانا عشق را ميشناسد و از دانستن خود با خبر است. تمام آنچه حول محور وابستگي، مالكيت و تعلق انباشته كردهاي بايد انداخته شود. همگي به مثابه زهر هستند. به مردم عشق بورزيد اما عشقي بدون قيد و شرط. به مردم عشق بورزيد و در عوض از آنها هيچ توقعي نداشته باشيد. به مردم عشق بورزيد به خاطر لذت ناب عشق ورزيدن و نگران نباشيد كه آيا فردا نيز همين عشق ادامه مييابد يا خير. امروز را قرباني هيچ فردايي نكنيد زيرا فردا وجود ندارد. سعي نكنيد عشقتان را ابدي سازيد، به هيچ شيوهاي، زيرا عشق شكلپذير نيست، نميتواند ابدي باشد همچون گل سرخ است: صبح باز ميشود و شب هنگام گلبرگها ناپديد ميشوند.
|
|
ادامه مطلب...
|
|
|
|
|