|
نویسنده: برایان لوک سیوارد مترجم: مهدی قراچه داغی
ممكن است بتوان گفت كه معنويت و پزشكي دست در دست يكديگر حركت ميكنند زيرا هر دو به جوهر حيات احترام ميگذارند، اما چگونگي آشنايي دكتر ديپاك چوپرا و ساير همكاران پزشك او با علم پزشكي به اين شكل نبود. چوپرا كه متخصص غدد مترشحه است، از هندوستان به آمريكا آمد و در سال 1970 در نيوجرسي مشغول به كار شد. ديري نگذشت كه در بوستون در بيمارستان مموريال نيوانگلاند شروع به كار كرد. او كه از محدوديتهاي پزشكي غربي ناراحت و دلگير بود به ريشههاي پزشكي در هند روي آورد و به مطالعه آيورودا مشغول شد. درواقع طب ذهن – جسم و روح است كه در آن، روح انسان نقش مهمي در التيام ايفا ميكند. مطالعه او در زمينه ايمنيشانسي عصبي – رواني و جوهر معنويت سببي شد تا او با باني مراقبه متعالي (تي – ام) ماهاراشي يوگي، همكاري كند و اينجا بود كه با مفاهيم ذهن و آگاهي آشنا شد. اما چوپرا در همينجا متوقف نشد، او در جستجوي علم و آگاهي، مطالب متعددي را از اقصي نقاط جهان مطالعه كرد كه از جمله ميتوان به نوشتههاي اينشتين، بليك، مولانا، بهاگاوادگيتا، انجيل، قرآن، لائو تژو، و تاگور اشاره كرد. چوپرا كتابهاي متعددي نوشته است كه از جمله آنها ميتوان به شفاي كوانتومي، سلامتي كامل و ذهن بيانتها و جسم پردوام اشاره كرد. او در حال حاضر بخش اعظم مطالعات خود را دربارة روح انجام ميدهد. از جمله ميتوان به كتاب «هفت قانون معنوي موفقيت» اشاره كرد كه در آن دربارة روح زندگي در زندگي روزانه اشاره شده است.
هفت قانون معنوي موفقيت ديپاك چوپرا 1. قانون عامليت (استعداد نهايي) خالص. انسان از آگاهي خالص و ناب تشكيل يافته است. بايد به سكوت درون خويش رخنه كنيم و براي رسيدن به حداكثر توانمنديهاي خود از فراست خويش استفاده نماييم.
2. قانون دادن و ارزاني كردن. براساس اين قانون، دنيا شاخ و فور نعمت است. چيزي ايستا نيست. انرژي آزادانه در حركت است. هرچه بدهيد ميگيريد. بايد دريچههاي قلبمان را بگشاييم، زيرا در قلب بسته، انرژي مسدود ميشود و روح مكدر ميگردد.
3. قانون كار ما (يا علت و معلول). هر عملي، واكنش متقابلي به همان اندازه ايجاد ميكند. قانون كار ما، از ما ميخواهد در قبال رفتار و اعمالمان مسئوليت بيشتري بر عهده بگيريم. قانون كار ما، شبيه اين ابراز در مسيحيت است كه «هر چه بكاري همان را درو ميكني.»
4. قانون كمترين تلاش. طبيعت به ما ميآموزد كه آب، سطح خود را پيدا ميكند. عالم هستي نيز، جا و مكان خود را دارد. تلاش بيش از اندازه، خستهكردن خود است. نبايد در برابر آنچه توان تغيير دادنش را نداريم، مقاومت كنيم. چوپرا معتقد است كه فراست طبيعت، بدون تلاش متجلي ميشود. براي هماهنگ شدن با طبيعت، بايد هم جريان با آن حركت كنيم. بايد آنچه را توان تغيير دادنش را نداريم، قبول كنيم. بايد مسئول رفتار خود باشيم و ديگران را سرزنش نكنيم.
5. قانون قصد و ميل. به اعتقاد چوپرا، قصد و نيت نقش بسيار تعيينكننده دارد. بودا معتقد بود كه تمام آلام انساني ناشي از ميل و تمناست. بنابراين نقطة مقابل آن، دست كشيدن و واگذار كردن است.
6. قانون كنارهگيري. براساس اين قانون از اميال، تمنيات و رؤياهاي خود بايد دست بكشيم. نه اينكه خواهان نتيجة خواستههايمان نباشيم. اما منظور اين است كه بگذاريم تمنا، روي پاي خود بايستد. نبايد وابسته ناسالم باشيم. معناي اين قانون اين است كه اگر به هدف نرسيديم از ترس و خشم، پرهيز كنيم.
7. قانون دار ما يا مقصود زندگي. هر يك از ما استعداد منحصربهفرد خود را داريم كه ميتوانيم آن را با جامعه و بشريت سهيم كنيم. براساس اين قانون، بايد رسالت و مأموريت خود را بشناسيم و براساس آن عمل كنيم.
|